على ربانى گلپايگانى
413
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
مفاهيمى كه از طريق يكى از حوّاس پنجگانه ( يا بيشتر ) حاصل مىشود ، مفاهيم جزئى حسّى ناميده مىشوند ، مانند صورت علمى و ادراكى از شكل يك ساختمان كه از طريق قوه باصره در ذهن موجود مىگردد . و يا صورت ادراكى از بوى خاص ، صداى معين ، مزه و طعم مشخص ، نرمى و زبرى خاص كه به واسطهء حواس شامه ، سامعه ، ذائقه و لامسه براى نفس حاصل مىگردد . همهء اينها صورتهاى علمى ، جزئى و حسّى مىباشند . صور ادراكى خيالى نيز مانند صور ادراكى حسى جزئى هستند و تنها تفاوت آنها در اين است كه در ادراك حسى ، حضور شىء خارجى و ارتباط حواس با آن ، شرط لازم ادراك است ، ولى در ادراك خيالى چنين شرطى لازم نيست ، بلكه همان صورت حسى در حس مشترك يا قوهء ديگر محفوظ مىماند و هرگاه نفس اراده كند آن را ادراك مىكند . ولى علاوه بر ادراك جزئى ( حسى يا خيالى ) نوع ديگرى از ادراك نيز براى انسان تحقق مىيابد كه « كلى » است و به واسطه قواى حسى يا قوّه خيال ( يا قوه وهم ) پديد نمىآيد ، بلكه محصول تفكر و كار قوه عقل مىباشد . ادراكى كه نفس از درخت ، آب ، انسان ، گل ، ميوه ، لباس ، علت ، معلول ، وجود ، عدم و مانند آن دارد ، همگى ادراكات كلى بوده ، و از طريق ادراك مستقيم حواس حاصل نگرديدهاند ، بلكه همگى نتيجه تفكر و بكارگيرى قوه عقل مىباشند . همين مرتبه از ادراك است كه از ويژگىهاى انسان بشمار مىرود و به واسطهء آن از انواع ديگر حيوانى ممتاز مىگردد ، و مقصود از اينكه در تعريف انسان مىگويند : حيوان ناطق ، همين است ، زيرا مقصود از « نطق » نفس ناطقه است ، كه عالىترين مرتبهء آن همان تفكر و ادراك معانى كلى است ، ولى مراتب ديگر نفس كه ادراك حسى ، خيالى و وهمى است ، در حقيقت مراتب حيوانى نفس مىباشند ، نه مرتبهء انسانى او ، و به همين جهت آن مراتب از ويژگىها و مختصات انسان بشمار نمىروند ، مرتبهء انسانى و مختص انسان ، همان مرتبه تعقل و تفكر است .